السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
156
تحرير الوسيله ( فارسى )
وقوع تذكيه به آنها در حالى كه متّصل به محل خودشان باشند ، خالى از رجحان نيست . و احتياط ( مستحب ) آن است كه در صورت انفصال آنها هم اجتناب شود اگر چه وقوع آن در اين صورت خالى از قرب نمىباشد . مسأله 4 - در ذبح ، واجب است بريدن تمام چهار عضو : « حلقوم » و آن مجراى دخول و خروج نفس است و « مرى » و آن مجراى طعام و آشاميدنى است و جاى آن زير حلقوم است و دو « ودج » و آنها دو رگ كلفتى ( شاهرگ ) هستند كه حلقوم يا مرى را احاطه نمودهاند و گاهى بر اين چهار عضو ، اوداج ( رگهاى ) اربعه اطلاق مىشود و لازم است كه آنها قطع و جدا شوند ، پس شكافتن آنها بدون آنكه قطع و جدا شوند ، كفايت نمىكند . مسأله 5 - جاى بريدن در گلو زير استخوانهاى فكّ پايين است به طورى كه رگهاى چهارگانه بريده شود و لازم است كه از زير غدهاى كه در زبان اهل اين زمان جوزه گفته مىشود ، بريده شود و خود آن غده در طرف سر قرار بگيرد نه در طرف جثه و بدن . و اين بنا بر اين است كه ادعا مىشود كه حلقوم يا اعضاى چهارگانه به آن غده اتصال دارد به طورى كه اگر تمام آن غده طرف سر نرود و ذبح در زير آن قرار نگيرد تمام رگها بريده نمىشوند . و اين امرى است كه اهل خبره آن را مىدانند ، پس اگر چنين باشد يا علم به بريدن تمام آنها بدون آن حاصل نشود ، لازم است كه مراعات شود ، چنان كه لازم است كه مقدارى از رگهاى چهارگانه در طرف سر بماند تا معلوم شود كه آنها از آنچه بعد از سر قرار دارد بريده و جدا شدهاند . مسأله 6 - شرط است كه ذبح از جلو باشد ؛ پس اگر از قفا ذبح شود و لو قبل از بيرون آمدن روح ، سريعاً رگها را كه قطعشان معتبر است ، قطع نمايد ، حرام است . البته اگر آنها را از جلو ببرد ليكن نه از بالا ، به اين صورت كه چاقو را زير رگها داخل نمايد و به طرف بالا آنها را قطع نمايد ذبيحه حرام نمىشود ، اگر چه بنابر اوجه ، كار مكروهى به جا آورده است و احتياط ( مستحب ) آن است كه اين طرز را ترك نمايد . مسأله 7 - در ذبح ، پياپى بودن واجب است ، به اينكه قبل از بيرون آمدن روح آن ، تمام رگها بريده شود ؛ پس اگر بعضى از آنها را ببرد و ذبيحه را رها كند تا منتهى به مرگ شود